ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

346

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در حريم بود بگريخت . چون عميد عراق از كار رئيس الرؤساء با خبر شد . سيلى بر گونه‌اش نواخت كه چگونه با نداشتن معرفت بامور جنگ ، در رأى خود استبداد بخرج داد . بساسيرى به اردوگاه خود برگشت ، خليفه عميد عراق را بخواست و دستور جنگ بر باروى حريم بداد اين كار هم جز كسانى كه بمهلكه افتادند ، آنها را بيمناك نكرد و حريم غارت شد ، و هواخواهان بساسيرى وارد « باب النوبى » شدند . خليفه سوار شد و لباس سياه پوشيده بود . و بر دوش خود برده انداخته و بدست شمشير گرفته و پرچمى بر بالاى سر او افراشته بودند . و گروهى از عباسيان و خدمه با شمشيرهاى برهنه پيرامونش بودند غارتگرى ( در حريم ) پديد و از خانهء خويش به « باب الفردوس » رسيد . سپس به پشت سر خود برگشت و رو به عميد عراق نهاد ، او را بديد كه قريش به او زينهار و تأمين بخشيده برگشتند و بمنظره بالا رفتند ، و رئيس الرؤساء بانگ برآورد : اى علم الدين ، مقصودش قريش بود . امير المؤمنين تو را نزديك به خود ميخواند . قريش نزديك آمد . رئيس الرؤساء بوى گفت : خداوند جايگاهى به تو ارزانى نموده كه به امثال تو ارزانى نبخشوده است و امير المؤمنين به پيمان و كفالت امن خويشتن و خانوادهء و يارانش به ذمهء خداوند بزرگ و ذمهء رسول او صلّى اللّه عليه و سلّم و عهد و ذمهء عربيت در ميايند . قريش گفت : پيمان و عهد خد مر او راست . رئيس الرؤساء گفت : براى من و براى كسانى هم كه با او هستند ؟ گفت : آرى . قلنسوه ( عمامه ) خود از سر برگرفت به خليفه داد و چوبدستى خود به نشان تكفل و عهدى كه كرده بود به رئيس الرؤساء داد . خليفه و رئيس الرؤساء از در برابر در حلبه بر او فرود آمدند و بهمراه او شدند . بساسيرى به قريش پيام فرستاد كه : آيا مخالف به آنچه كه بين خود قرار گذاشتيم شده‌اى و نقض عهد و پيمان شكنى ميكنى ؟ قريش پاسخ داد كه : نه ! بساسيرى و قريش قرار گذاشته بودند كه آنچه بدست ميآورند بمشاركت باشد و هيچيك بر ديگرى زورگوئى نكند . و در اين امر موافقت كردند كه قريش رئيس الرؤساء را به بساسيرى